╬√↓خاطرات $ƴ ĐḭⱥɌǃɆ₥ من ↓√╬
این روزها زیادی ساکت شده ام ؛ حرفهایم نمی دانم چرا به جای گلو از چشمهایم بیرون می آیند !
شده بعضي وقتاديگه دوستش نداشته باشي؟...
نظرات شما عزیزان:
به خودت ميگي اصلاواسه چي دوستش دارم؟...
مگه کيه؟مگه واسم چکارکرده؟...
مگه چي داره که ازهمه بهترباشه؟...
اصلامن که خيلي ازاون بهترم...
بعدبه خودت ميخندي که اصلاواسه چي اينقدرخودت واذيت کردي!...
يهويه چيزي يادت مياد...
يه چيزخيلي کوچيک...
يه خاطره...
يه حرف...
يه نگاه...
وبعد...
همين...
همين کافيه تابه خودت بياي واطمينان پيداکني که نميتوني فراموشش کني...!!!
سلام عزیزم وبلاگ خیلی غم انگیزی داری منم عاشق این طور وبلاگ هستم
پاسخ:سلام.مرسی
Design By : Mihantheme |